تبليغاتX
·▪••ღ❤ღ●•▪· عاشق بی معشوق ·▪••ღ❤ღ●•▪·


·▪••ღ❤ღ●•▪· عاشق بی معشوق ·▪••ღ❤ღ●•▪·





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نویسنده


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

بخواب آروم تو آغوشم نکن هرگز فراموشم

بخواب آروم تو آغوشم نکن هرگز فراموشم

بخواب آروم تو آغوشم نکن هرگز فراموشم
بخواب آروم کنار من تو پاییز و بهار من
لالالا لا تو مثل ماه، بخواب که شب شده کوتاه
لالالا لا گل گندم، نشی تو بی قراری گم

لالالا لا گل مریم، چشات رو هم می ره کم کم
لالالا لا گل یاسم، ازت می خونه احساسام

لالالا لا گل پونه، عزیزم رفته از خونه
لالالا لا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم

بخواب آروم تو آغوشم نکن هرگز فراموشم
بخواب آروم کنار من تو پاییز و بهار من
لالالا لا تو مثل ماه، بخواب که شب شده کوتاه
لالالا لا گل گندم، نشی تو بی قراری گم


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: شنبه سی ام اردیبهشت 1391 در ساعت: 2:2
|+|

...

 


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 در ساعت: 1:15
|+|


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 در ساعت: 4:14
|+|

روز مادر

نويسنده: محمد شهبازی مورخ: شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 در ساعت: 4:13
|+|

گفتی كه می بوسم تو را گفتم تمنا می كنم

گفتی كه می بوسم تو را گفتم تمنا می كنم 

گفتی كه گر بيند كسی؟ گفتم كه حاشا می كنم

گفتی ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟ 

گفتم كه با افسونگری، او را ز سر وا می كنم

گفتی كه تلخی های من، گر ناگوار افتد تو را 

گفتم كه با نوش لبم، آنرا گوارا می كنم

گفتی چه می بينی بگو در چشم چون آيينه ام؟

گفتم كه من خود را در او عريان تماشا می كنم

گفتی كه از بی طاقتی، دل قصد يغما می كند 

گفتم كه با يغماگران، باری مدارا می كنم

گفتی كه پيوند تو را با نقد هستی می خرم 

گفتم كه ارزان تر از اين، من با تو سودا می كنم

گفتی اگر از كوی خود، روزی تو را گويم برو؟ 

گفتم كه صد سال دگر، امروز و فردا می كنم

گفتی اگر از پای خود، زنجير عشقت وا كنم

گفتم ز تو ديوانه تر، دانی كه پيدا می كنم!


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 در ساعت: 2:25
|+|

زندگی شاید همین باشد..


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 در ساعت: 0:29
|+|

شب بعد از رفتن تو...

کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی/ همه جا بوی تو جاری، خودت اما دیگه نیستی* رفتی اما مونده اسمت توی غربت شبونه/ میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه* آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسیهام/ خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام* لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه/ تو دیگه برنمیگردی، آخر قصه همینه* میشکنم بی تو و نیستی،به سراغم نمیایی که ببینی/ بی تو میمیرم و نیستی، تو کجایی، تو کجایی که ببینی؟* شب بی عاطفه برگشت، شب بعد از رفتن تو/ شب از نیاز من پر، شب خالی از تن تو* با تو گل بود و ترانه، با تو بوسه بود و پرواز/ گل و بوسه بی تو گم شد، بی تو پژمرده شد آواز*


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 در ساعت: 4:10
|+|

باران

            hareketli ateş gifleriتو را دوست دارم 

                          در این باران

                          تو در انتهای خیابان

                          نشسته باشی

            hareketli ateş gifleriمن عبور کنم

                                           سلام کنم


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: شنبه نهم اردیبهشت 1391 در ساعت: 1:48
|+|

ای زندگی ازت خسته ام

خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 در ساعت: 0:0
|+|


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 در ساعت: 5:19
|+|

"×؛أیام فاطمیه تسلیت؛×"

*؛حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود..

*؛عشق  أز روز أزل مدیون عطر یاس بود..

*؛إی که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه؟!؟..

 *

*

 *

*؛گردنت را می شکست آنجا أگر عباس بود!!..!!!،،

 


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 در ساعت: 17:58
|+|

دعا

http://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gifشبی در عالم مستی نشستم گریه ها کردمhttp://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gif


http://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gifبرای این دل خسته شبی تا صبح دعا کردمhttp://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gif


http://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gifدعا کردم که مهرت برود از دلhttp://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gif


http://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gifولی اهسته میگفتم خدایا اشتباه کردمhttp://raz1561.persiangig.com/33%5B3%5D.gif




نويسنده: محمد شهبازی مورخ: دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 در ساعت: 0:28
|+|

در انتظار چیستی؟

 


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1391 در ساعت: 3:27
|+|

دلم برات تنگ شده


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: سه شنبه هشتم فروردین 1391 در ساعت: 4:24
|+|

مزار عشق

تا زنده ای

سراغت را می گیرند و حالت را می پرسند.

وقتی بمیری ،

دیگر کسی سراغت را نمی گیرد.

شاید هم وقتی کسی سراغت را نگیرد ،

یعنی


مرده ای ،


نیستی ،


وجود نداری .

پس منم مرده ام که پادشاهم

سراغمو نمیگیره


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: سه شنبه هشتم فروردین 1391 در ساعت: 4:19
|+|

خدایا کاری بکن.............


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 در ساعت: 3:51
|+|

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه
وقت از نو خوندن ستاره ی ترانه هام
اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم
با تو اما می رسم به قله آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگ با صدام می سازم
با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نزار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
-----------------------------
تویی که عشقمو از نگاه من می خونی 
تویی که تو تپش ترانه هام مهمونی
تویی که هم نفس همیشه ی آوازی
تویی که آخر قصه ی منو می دونی
اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه
اگه خونه م بی چراغه چشم تو تاریکه
می دونم آخر قصه می رسی بداد من

لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 در ساعت: 22:52
|+|


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 در ساعت: 4:0
|+|

صلیب عشق


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 در ساعت: 22:49
|+|

...تو را می خواهم

صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد

وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد

خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد

دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد

وتنها خنده هایت را می خواهم تا

مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد

آری تنها تو را می خواهم

 


نويسنده: محمد شهبازی مورخ: سه شنبه دوم اسفند 1390 در ساعت: 4:16
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod

كد تغيير شكل موس